تبليغاتX
درتكاپوي معنا

زیبا سلام ، زیبا سلام ، زیبا هوای حوصله ابری است ، زیبا چشمی از عشق ببخشایم تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا ، زیبا ، کنار حوصله ام بنشین، بنشین مرا به شط غزل بنشان ، بنشان مرا به منظره عشق، بنشان مرا به منظره باران،بنشان مرا به منزله رویش ، من سبز می شوم... زیبا تمام حرف دلم این است ،من عشق را به نام تو آغاز کرده ام ، در هر کجای عشق که هستی آغاز کن مرا، آغاز کن مرا...

در آغازین راه تمسک می جوییم به وجود مولا و سرور حقیقت جویان جهان ، سبط علی مرتضی ، بنده برگزیده خدا حسین(ع) این مایه فخر تاریخ  آزادی و آزادگی و بدینوسیله آغاز رسمی آئین طفلان مسلم را اعلام می کنیم ، و پیمان می بندیم که به عهدی که با خدای جل جلاله بسته ایم وفادار باشیم و از هیچ تلاشی برای نهادینه شدن فرهنگ نوعدوستی ، این ارثیه مبارک خوبان و نیکان و صالحان، دریغ ننمائیم .

                                                                  باشد که هیچکس داغدار و هیچکس در انتظار نباشد...

با هر کامنت یک لبیک بگوییم

لینک:

http://teflan. blogfa.com/ post-248. aspx

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 12:0 توسط محيا |

 میان سجده سبز سحرگاهان ، میان ربنای سبز دستانت....

دعایم کن...

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 20:48 توسط محيا |

اميد كه در مرور خاطراتي دور اميد كه در زمانهاي دور دستي كور اميد كه در ورق زدنهاي دفتري پر شور ميان كاغذ زرگر كنار دفتر پر پر به نقش كوته ما اگر كه رسيدید اگر كه در يادهايتان صداي ما شنيديد تنفسي عميق بكشيد و آنگاه ميان هجاهاي هر تنفس نو خاطراتي خوش به آسمان بدهيد م.ع

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 12:56 توسط محيا |

سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیم

آخر به همان نقطه که بودیم رسیدیم

خیلی وقت بود که غرق در این دنیای به ظاهر آرام بودم و خسته از آدمهای اطرافم.آدمهایی که اصلا ازشون انتظارچنین رفتار هایی رو نداشتم اما اونها این رفتارهاشونو هر روز تکرار می کردن و به قول یک دوست "تمام رنجهای زندگی انسان ریشه در توقع داشتن از دیگران هست."در هر حال  تحمل تمام این رنجها یه فایده ی خیلی بزرگ برام داشت و اون این بود که امروزاحساس می کنم نه تنها یکسال بلکه چند سال بزرگ تر شدم ، چند سال تجربه پیدا کردم.

و در آخر...

خدایا تقدیرم را زیبا بنویس و کمکم کن آنچه تو زود می خواهی من دیر نخواهم و آنچه تو دیر می خواهی من زود نخواهم.

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 16:4 توسط محيا |

کودکی ات را به یاد بیاور و تنها برای چند لحظه دلت را ببر به آن روزها ...

به روزهایی که شاید دلخوش آرزوی یک اسباب بازی زیبا بودی ...که تمام شادی ات خوردن یک خوراکی خاص بود و دنیایت خلاصه می شد در یک جشن رنگارنگ و شاد یا یک مسافرت ...

شاید به بعضی هاشان رسیده باشی پس طعم لذتش را به یاد آور ...و شاید بعضی هایش هیچ گاه برآورده نشد و حسرتش در طی سال ها و در پس غبار دغدغه هایت گم شده ...

اما ...

این را بدان که امروز کودکی هست که می توانی طعم لذتی که چشیدی به او هم ببخشی یا غبار حسرتی که بر دلت ماند از دل او بزدایی... اما این کودک با تو یک تفاوت هایی دارد او شاید کودکی است بیمار و بستری در بیمارستان، یا کودکی معلول ذهنی ، شاید هم کودک کار و خیابان ... هر چه که هست یقین بدان سهمی از محرومیت دارد ... و این جاست که تو می توانی با ّر آورده ساختن آرزویش – که تمام دنیای اوست _ به او دنیایی ببخشی به بزرگی کعبه ای شاید .

سهم او کعبه ی آرزوهاست ... که آرزوی کودکی محروم را در دل دارد و سهم تو نیز می تواند کعبه کریمان باشد که نوید بخش نور است در دنیای کوچک و تاریک او ...

 

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 17:58 توسط محيا |

  ياسها يادآور پروانه اند
ياسها پيغمبران خانه اند

ياس ما را رو به پاكي مي برد
رو به عشقي اشتراكي مي برد

ياس در هر جا نويد آشتي ست
ياس دامان سپيد آشتي ست

ياس بوي حوض كوثر مي دهد
عطر اخلاق پيمبر مي دهد

حضرت زهرا دلش از ياس بود
دانه هاي اشكش از الماس بود

اشك مي ريزد علي مانند رود
بر تن زهرا: گل ياس كبود

گريه كن زيرا كه گلها ديده اند
ياسهاي مهربان كوچيده اند

احمد عزیزی

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:16 توسط محيا |

خسته ام....

همین....

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 12:6 توسط محيا |

گفتم شبی به مهدی از تو نگاه خواهم

گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 11:40 توسط محيا |

در این حال و روز كه بندها ترنم ماندن دارند و زنجیرها سرود نشستن می‌خوانند، كندن چه كار سترگی است، پر كشیدن چه باشكوه است و پیوستن چه شیرین و دوست داشتنی.كاش با تو بودیم آن زمان كه دست از این جهان می‌شستی و رخت خویش از این ورطه بیرون می‌كشیدی.

 

وعده دیدار :

۵ شنبه ۱۶ امین سالگرد شهید آوینی

بهشت زهرا ،قطعه ۲۹ ،ساعت ۱۹- ۱۷

ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 15:55 توسط محيا |

يا صاحب الزمان....

هركس به تماشايي رفته است به صحرايي

ما را كه تو منظوري خاطر نرود جايي

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 0:35 توسط محيا |